ویدا حاجبی (۱۳۱۴–۱۳۹۵) نویسنده و فعال سیاسی ایرانی است که با نگاهی مستقل و انتقادی، تجربههای خود از مبارزه و زندان را در آثارش روایت کرده است. او از همان ابتدا روحیهای سرکش و پرسشگر داشت؛ در قالبها نمیگنجید و بهسادگی تن به چارچوبهای از پیش تعیینشده نمیداد. بهعنوان زن، نه در نقشِ ایثارگرِ کلاسیک تعریف شد و نه در چهارچوبهای از پیشساخته آرام گرفت. در عین حال، در دل این سرکشی به ظرافتهای زندگی نیز وفادار ماند. این روحیهی نقد و جستوجو، و پایبندیاش به شناخت تاریخ، در آثارش جلوهای روشن پیدا کرد. بهویژه در داد بیداد، که به پلی برای صداهای گوناگونِ زنان از تجربهی زندان بدل شد. او از بازنگری در اندیشههای خود هراسی نداشت؛ پیوسته در مسیرِ شناخت، خود را از نو میساخت و جهان را دوباره میفهمید. از محمد مصدق تا فیدل کاسترو، از کوچههای تهران تا پاریس، پراگ، کوبا و الجزایر، زندگی و نگاه او در پیوندی میان تاریخ و تجربه شکل گرفت. در کتاب یادها ویدا روایت زندگی خویش را باز می گوید؛ روایتی که در عین شخصی بودن بخشی از تاریخ یک دوران است. ویدا نه در پی قهرمانسازی بود و نه خود را قهرمان میخواست؛ سادگی را ارج مینهاد.
بیوگرافیبا یاد پسرم، روشنایی زندگیم
«در پی اختلاف نظرهای سیاسی در تحریریه، مجله «آغازی نو» کارش به تعطیلی کشید. دو سالی سرخورده و افسرده، از کار و زندگی افتادم. هر بار که با پسرم رامین دردل میکردم با شکیبایی میپرسید: «پس خودت چی؟ خودت چه کاره بودی؟» تا سرانجام زیر نگاه با فاصله و شکیبای پسرم، پرسشها و دودلیهایم نسبت به خودم و آنچه در مسیر زندگیم دیده و زیسته بودم شکل مشخص و منسجمی یافت. جزماندیشیها، مصلحتهای سیاسی، الگوبرداریها، انتخابها و نادرستی بسیاری از توهمها و پندارهای گذشته برایم روشن شد. به فکر بازنگری به روندهای سیاسی گذشته افتادم. شروع کردم به یادداشتبرداری از تجربههای شخصیم و پرداختن به تجربههای زندان. تدوین کتاب داد بیداد را، و در پیامد آن یادها را، مدیون پسرم رامین هستم...»
مصاحبهها و ویدیوها
-
به عبارت دیگر: گفتگو با ویدا حاجبی
-
برای کتاب: «سبز آبی، سپس خاکستری»
ویدیو از اشکان نوروزخانی برای کتابش: «سبز آبی، خاکستری»، آپارتمان ویدا، پاریس سال ۱۳۹۵
برای خرید کتاب «سبز آبی، خاکستری» میتوانید از وبسایت رسمی انتشارات استفاده کنید:
-
ارجنامه ویدا حاجبی تبریزی: به احترام شهامت در نقد گذشته خود
«سال ۱۳۸۹، هنگامی که خبر انتشار کتاب «یادها» به نگارش ویدا حاجبی تبریزی از آنسوی آبها به گوشمان رسید، قصد کردیم تا به پاس صداقت این زن ایرانی که با عبور از دالان دود و آتش و خون و اسلحه، به طرز شگفتانگیزی به نقد این شیوه خشونتبار اندیشه قهر انقلابی و خشونتهای سیاسی نشسته ـ ویژهنامهای در مدرسه فمینیستی منتشر کنیم تا بلکه نسل ما را با پیامدهای زیانبار ناشی از آن آشنا سازد.»
-
ویدا حاجبی تبریزی: پشیمان نیستم!
«فکر نمیکنم پشیمانی امری منفی باشد. چهبسا گاهی بسیار هم لازم و مثبت است. با این حال، من از مسیری که در گذشته پیمودهام، هیچگاه پشیمان نبودهام و نیستم؛ چرا که همواره با شعور و فهمی که در هر دوره از زندگیام از آن برخوردار بودم، عمل کردهام، حتی اگر امروز آن عمل را نادرست بدانم. از اینکه فکر و نظر امروزم با دیروزم متفاوت است، نهتنها پشیمان نیستم، بلکه خشنود هم هستم. به همین دلیل امید دارم که فردا هم فهم و شعوری فراتر از امروز به دست آورم و قادر باشم با نگاهی نقادانه به کار امروزم بنگرم.»
-
بازتاب تاریخ از نگاه فرح دیبا
-
از نگاه منیره برادران
قسمتی از گفتگو با منیره برادران به مناسبت سومین سالگرد درگذشت ویدا حاجبی در سال ۱۳۹۹ که در سایت بیدارزنی، سایت فمینیستی منتشر شد.
«اثرگذاری و جایگاه او در مبارزات مردم ایران بار سنگینی دارند و من میدانم که خود ویدا هم اهل اغراق و بزرگنمائی نبود. میخواهم کمی از خصوصیات ویدا حاجبی عزیز بگویم. به نظر من آنچه در زندگی ویدا برجسته بود، حضور پررنگ و در حین حال سبکبال و رنگینش در گسترهی پیرامونش بود، که پس از وداع او هم در خاطرهها همچنان میماند. ویدا بر خلاف آنچه که ویژگی بیشتر چهرههای انقلابی دهه چهل و پنجاه بود (و این محدود به کشور ما هم نمیشد) نه عبوس بود و نه انسان را سیاه و سفید میدید. همین خصوصیت به او امکان میداد که دریچههای وجودش به روی دیگران باز باشد و او واهمهای از دیده شدن نداشته باشد (به استثنای دورهای که به دلایل امنیتی ناچار به زندگی نیمه مخفی شد و عذاب دید). با ویدا میشد ساعتها بحثوجدل و مخالفت کرد، بدون آنکه سنگر اعتماد فروریزد. من این را در تواضع ویدا میبینم، ممکن است بعضیها موافق این شناخت من نباشند. باید دید چه تعریفی از فروتنی داریم؟ به ویژه وقتی سوژه یک زن است، برداشت از فروتنی آغشته به نگاه سنتی میشود. گاه اعتماد به نفس، سماجت، نگاه انتقادی و تردید در اموری که همیشه یقین پنداشته میشدند، حمل بر تکبر میشود، آن هم در فضاهای سیاسی بهشدت متأثر از فرهنگ مردسالار. فروتنیای که من در ویدا میشناسم، در انتقادپذیری او بود، در صمیمت او بود، در این بود که او میتوانست بیفاصله با انسانها رابطه برقرار کند.
ویدا به یکی از چهرههای مقاومت در زندان شهره بود ولی این روحیه مقاومت در او تنها محدود به ایستادگیاش زیر شکنجه و فشارهای زندان نبود، سراسر زندگیش را تشکیل میداد. بیپروا به همه چیزهائی که با روحیه آزادمنشی و آرمانخواهی او در تناقض بودند، نه گفته بود. به تجمل و زندگی بیدردسر در میان بالاییها، که امکانش را داشت، پشت کرده و هرگز از تنگدستی نهراسید. بیتکلف و درویشمسلک زیست و در یاری به دیگران بیدریغ بود. آیا خود همینها مایههایی برای اثرگذاری نیستند؟»
-
ویدا حاجبی تبریزی از فمینیسم و حقوق زنان سخن میگوید
در ادامه، سخنان ویدا حاجبی را میشنوید که طی مصاحبهای با او، درباره مسائلی همچون فمینیسم و حقوق زنان ضبط شده است. این مصاحبه بخشی از ویژهنامهای است که بهمنظور بزرگداشت او، در مهرماه ۱۳۹۱ توسط مدرسه فمینیستی تهیه شده است.
ویدا، معنای زندگی
در این دفتر، ویدا و جنبههای گوناگون زندگیاش را از نگاه دوستان و نزدیکانش روایت خواهیم کرد. جای نوشتههای بسیاری از دوستانش خالیست؛ چه آنها که نوشتن از ویدا برایشان دشوار بود، و چه آنها که دسترسی بهشان برای من ممکن نبود. امیدوارم این دفتر بتواند تصویری چندوجهی از ویدا به خواننده بدهد؛ تصویری از زنی که شاید در سالهایی قهرمان بسیاری بود ولی قهرمانسازی را زیر سؤال میبرد. زنی که میتوانست با فاصله به خود نگاه کند و بی هیچ ملاحظهای گذشتهاش را نقد کند؛ چراکه در جستجوی شناخت بود: شناخت خود و جهان پیرامون. او بیش از هر هویتی، به یگانه بودن با خود متعهد بود.
دانلود کتاب







بی بی سی فارسی
راهک

















